عادت ميکنيم


97

در  سرپایینی وحشتناک و طولانی پیاده روی باریک اونجا

پشت اون دووو دوو - چی چی   کردن هایمان

چقد خط خطی بودم و

منتظر...

 

 


عادت میکنیم

96

سر و ته این روزهای بی حوصلگی را  که بگیری،

دو بی لاخ عظیم الجثه می ماند برای

من و عزیزترین های زندگیم!


عادت میکنیم

95

... وقتی مرا برای گفتن خاطرات [هم] محکوم می کردند!

 


عادت میکنیم

i will FAdE

کاسه ی زیر نیم کاسه، ترک ها خورده است

خیره است

خاکستریست..


عادت میکنیم

HiGhwaY bLUeS

تو در جایی ضعیف کشی می کردی که خودت ضعیف ترین بودی!


عادت میکنیم

92

آدم های نکبت زده.


عادت میکنیم

don' paniC

جفت پنج

                     زمینا عوض..                                                                    


عادت میکنیم

90

گه زیادی می خورن ، بعدشم می گن گه خوردم.

-

بدم نمی گن!!


عادت میکنیم

StaNDing StILl

یه بسته کرانچیپس فلفل

با یه شیشه دوغ محلی پگاه،

ترکیبش یه انی می شه مثل اون و تو!

 

 


عادت میکنیم

88

دوست داشتم به راحتی

نوشتن جیغ

می توانستم یک جیِِِِِِِِغ بزرگ بکشم!


عادت میکنیم

timE is RuNninG oUT

در باقی مانده هایت،  تو را جست و جو می کنم

دریغ از یک نشانه!

قبول! - {در باقی مانده هایمان، جست و جویت می کنم}

حتی دریغ از یک نشانه ی تک بعدی!


عادت میکنیم

86

من همچنان نفهمیدم

به یاد بخشی از اون دورانم؟!،

یا در حسرت اون دورانم؟!،

یا دلتنگ اون دوران؟!

.

تنها چیزی که می فهمم، یک بی مغزی عجیب و غریب است!

 


عادت میکنیم

85

پژمردگی آن روزهایم

به انحرافات کشیده شد!!

 .

 .

حالا در پژمردگی این روزها و شب ها

 همه غوطه وریم.

- روحشان شاد.....

 

 


عادت میکنیم

84

پاکیزه بودن خوب است.

اما قبول کن

 استریلیزه بودن،  چندان هم چیز جالبی نیست.


عادت میکنیم

83

باور می کنم

 کلاغ- پر زندگی ما، تبدیل به زندگی- پرررررر شده است!

----

باور می کنم

لی لی حوضک ما، دیگر من من کله گنده ندارد!


عادت میکنیم

OnE nigHT StaND

الفبای اون از الف شروع می شد

و الفبای دیگری از ه .


عادت میکنیم

1387!

سر و ته

و

بی سر و ته!!

photo by me


عادت میکنیم

it's 2 real 2 Run 'n' Hide

فاصلشون به هم  خیلی نزدیک بود

     از هم دور شدن،

کاش از اول قدشون بلندتر بود،

شایدم نسبت طول به عرضشون ایراد داشت،

     شاید....

١٣٨۶

 


عادت میکنیم

BrighT NightS

.....١٣٨۶


عادت میکنیم

78

 اکنون، من ماندمو

مشتی چرا و چگونه...؟!


عادت میکنیم

77

نشستی آن بالا

فنجان های قهوه ت را چیدی جلوی خودت

فال هر کداممان را به دلخواه می گیری

و اسمش را می گذاری

تقدیر! 


عادت میکنیم

number 1 zErO

ما ادم های دیوانه

هر کدام 

بهانه های سوزنی شکلی هستیم

برای ترکاندن بادکنک های همدیگر!

photo by me

 

 


عادت میکنیم

these dayZ ma' handz r tied~~

این روزا

هر ثانیه ش که بیشتر می گذره

دل من  بیشتر می خواد، جای مری پاپینز بودم!

این طوری می تونستم هر روز

به خودم یادآوری کنم که تو رو همیشه می بینم

می تونستم بودن هات رو حس کنم،

از نزدیک نزدیک

فقط کافی بود چترم رو باز کنم!

----

- این روزها انقدر توانا شدم[!] ،  به چتر مری پاپینز هم می توانم حسودی کنم!!

 


عادت میکنیم

74

یک گوزن از گله ی مهاجر

مریض شد

گوزن ها رفتند

ان گوزن ماند

و

مرد

مجید جمشیدی


عادت میکنیم

nEed 2 emphasiZe

بزرگ می شوم، اما یادم نمی رود


عادت میکنیم

ٍStand*siLeNT!!---

.. و چقدر عمیق سطحی می شود........ .


عادت میکنیم

i do still BreATh!

کاش می دانستی

زمانیکه

افکارت را

برایم قرقره می کنی

نفرت انگیزترینی


عادت میکنیم

|--the door is SHUT

وقتی قمر در عقرب است

...... شک نمی کنم!


عادت میکنیم

y u don' resemble nOn of uS?

من کمم

---

تو کمترم می کنی


عادت میکنیم

ٍStand*siLeNT!!---

چقدر سطحی عمیق می شود ....... .

photo by Shahrzad


عادت میکنیم

SecReT LOSER*

ما در اینجا غرق شدیم

در سیاهی ها

در خاکستری های ٨٠%

در خاکستری های ٩۵%

در ابی های خاکستری

در قرمزهای خاکستری

در خاکستری های قهوه ای

ما در اینجا غرق شدیم

شاید بد نباشد

اندکی کلاهتان را قاضی کنید

.

.

ما در اینجا غرق شدیم

 photo by Shahrzad


عادت میکنیم

cuZ there's nO one there

سالهاست که هیچ زنی روی تخت نیست

از اولش هم نبود

اون بود

تو نبودی

هیچ وقت

تو هنوزم نیستی

هیچ وقت

هیچ وقت

هیچ وقت

هیچ وقت


عادت میکنیم

da waY u LoOK 2nigHT

نبودن های من [هنوز] در روزهای گذشته است

و نبودن های تو در روزهای گذشته تر......

 

 


عادت میکنیم

MeET Ma' MAkER***

هستند ادمهایی که می ایند و می روند

تو نه می ایی

                 و نه می روی

 

 


عادت میکنیم

 

از روزگار
کنار
هم بودن می گفتند


سنگ
        اهن
               چوب

مجید جمشیدی

 

 

photo by Helia


عادت میکنیم

 

در فکرم که
خمیازه
ان مرد
پایان خستگی بود یا
شروع خستگی


مجید جمشیدی


عادت میکنیم

All I need is a miracle!!

اخرین شلیک به سستی اولین شلیک بود

دقیقا به همان سستی.....


عادت میکنیم

BEing arOunD U

 

امروز ، کلمه ها را به سمت هم پرتاب می کنیم

فردا ، خودمان را

 

 

 

 

 


عادت میکنیم

DeEP INsiDe

کرکره را پایین می کشم..

فنجان قهوه ی فرانسه را به دست می گیرم ..

روی صندلی لهستانی کنار پنجره می نشینم و

به خطوط موازی کرکره خیره می شوم.

صبح بخیر

کرکره را بالا می زنم

و هنوز در فکر خطوط موازی کرکره روی ان صندلی لهستانی سنگر خودم را حفظ کرده ام..

در فکر خط های یکنواختی که از به هم نرسیدن عاصی اند......


عادت میکنیم

JEEEzzZZZZZZZz

به من می گویی خاکستر های سیگارت از سوزاندن من لذت بیشتری می برند

تا سوزاندن یک جاسیگاری چوبی عتیقه.......

.

.

و من

ضدعفونی می شوم...!!!!!!!!!!!!!!!


عادت میکنیم